تبليغاتX
عاشقترینها

 

بافامیل دور هم نشسته ایم . پسر جوان در جمع نشسته اما با ما نیست.

یا با تلفن همراهش حرف می زند یا مرتب پیام کوتاه می فرستد. گاهی تبسم میکند٬ گاهی اخم .

حرکات صورتش مملو از هیجانات مختلف است و سریع تر از هر ماشین نویسی ٬ پیام ها را تایپ میکند

بی آنکه حتی به صفحه کلید موبایلش نگاه کند .

چند ثانیه یک بار صدای دریافت پیامک او موزیک متن مجلس ما شده.

بزرگترها مشغول مهیا کردن سفره شامند و باهم حرف می زنند . کنجکاوانه از او میپرسم:

- کیه؟ قضیه جدیه؟

میگوید: " نه بابا ٬ بیخیال ٬ سرکاریه ! الکی دارم قربون صدقه شون میرم٬ باورشون شده!"

و بلند بلند میخندد.

میگویم: چرا جمع میبندی؟مگه چند نفرن؟

می گوید:"حدودا ۶-۵ نفری می شن . البته به جز ۳ نفری که همین امروز دیلیتشون کردم "

می پرسم: چطور میتونی با احساسات اونا بازی کنی؟

می گوید:" ای بابا ٬ خودشون ساده و زود باورن٬ من چی کار کنم؟!"

او در حین حرف زدن با من حداقل ده پیامک دریافت کرده. هم جواب سئوالهای مرا می دهد و هم پیام میفرستد . پیام های عاطفی به قول خودش سرکاری !

چشم هایم روی گل های قالی خیره می ماند . یاد گلرخ و ابراهیم ادیب در سریال شهریار می افتم و سرم را به نشانه تاسف تکان می دهم .

 

  برگرفته از راه زندگی  نوشته میترا سهیل

نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/10ساعت 5:55 بعد از ظهر به قلم پانیذ |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

esmateeshgh

پانیذ

esmateeshgh

http://esmateeshgh.blogfa.com

عاشقترینها

عاشقترینها - تو به این میگی آدم؟؟!!!!!

عاشقترینها

از گل فروشی لاله رخی لاله می خرید
می گفت : بی تبسم گل خانه بی صفاست
گفتم صفای خانه کفایت نمی کند
باید صفای روح بیابی که کیمیاست
خوب است ای کسی که به گلزار زندگی
روی تو همچو لاله صفا بخش و دلرباست
روح تو نیز چون رخ تو با صفا بود
تا بنگری که خانه تو خانه خداست عهد ما با تو نه عهدیست که تغییر پذیرد / بوستانی است که هرگز نزند باد خزانش

عاشقترینها

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog