تبليغاتX
عاشقترینها
يادش به خير

اون روزايي كه بچه بودم

شاد و خندون

پاك و بي آلايش

وقتي گريه ميكردم غمام تموم ميشد وقتي ميخنديدم از ته دل بود

وقتي خدا رو صدا ميكردم احساس ميكردم خدا كنارمه

همينجا

به همين نزديكي

يادش به خير

انگار هزار سال از اون روزا ميگذره

ميگن شيب سقوط خيلي كمه ، اونقدر كم كه نميفهميم كي از اوج اومديم پايين

آروم آروم بزرگ شدم

اونقدر آروم كه اصلا متوجه خيلي چيزا نشدم بزرگ شدم و همراه با بزرگ شدن جسمي خوبيام كوچيك و كوچيك تر شد

آروم آروم سقوط كردم

پاكيمو از دست دادم

ديگه وقتي ميگم خدا...

بماند!

راه خونه رو گم كردم

دلم واسه خونه تنگه

خونه ما

جايي كه خدا هم اونجاست

دلم براي خدا تنگه !

برام دعا كنين

نوشته شده در سه شنبه 1387/09/12ساعت 11:47 قبل از ظهر توسط پانیذ |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

esmateeshgh

پانیذ

esmateeshgh

http://esmateeshgh.blogfa.com

عاشقترینها

عاشقترینها

عاشقترینها

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم



اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم گلهای شمعدانی همه شکل تو هستند / رنگین کمان را بر سر زلف تو بستند

عاشقترینها

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog