تبليغاتX
عاشقترینها
اینارو خودم نوشتم به خدا راست میگم توی ادامه مطالب بقیشو بخونین تورو خدا نظر بدین

خداوندا!

کویر قلب من تشنه آب است . تشنه آب عشق .

عشقی سرشار از معرفت وجود تو!

میخواهم بدانم که تو کجایی و من کجا؟

عالم چیست و من در کجای این افسونگر پیر گرفتارم.

تو مرا میبینی اما من چه؟

من که چشم دل ار که به گفته علی (ع)چشم دیدن توست ٬ با گناهها آلودم .

من که جای عبادت ٬ جای شکر و سپاس همه ناسپاسی بودم و عاصی  گری !

نمیدانم چرا هروقت که میخواهم وجود تو را به یقین باور کنم و باور کنم فقط با لطف توست که هستم ٬

باز از غافله یقین جا میمانم.

آه ای محبوبم !

تو حکیمی و دانا ٬ میدانی که من در این دنیای فتان به چه دردی گرفتارم .

پس تو مرا نجات بخش از این همه فتنه ٬ و شور و مستی عشقت را در دلم تداعی کن

که بی تو هیچم .

گاه که خود را دور از تو میبینم غمی عظیم در جانم چنگ میزند که من چیستم مگر مشتی خاک ؟؟؟!

و آنگاه که به تو نزدیک میشوم و تو را نزدیکتر از خود به خود میبینم ٬ درمیابم که اشرف مخلوقاتم

معبودا یاریم کن !

یاریم کن !

میخواهم خلیفه تو بر زمین باشم .

((آمین))


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/31ساعت 11:40 قبل از ظهر توسط پانیذ |
سلام من پانیذم دختری که میشناسینش  شلوغ - شیطون - مهربون - لج باز و کلی خوفمممممممممممممم

مرد آمد و دردی به دل عالم شد                             از روز ازل قسمت  زنها غم شد   

در دفتر خاطرات حوا خواندم                                   جانم به لبم رسید تا آدم شد

ادامه مطالبو بخونین تو رو خدا

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1386/05/28ساعت 9:34 بعد از ظهر توسط پانیذ |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

esmateeshgh

پانیذ

esmateeshgh

http://esmateeshgh.blogfa.com

عاشقترینها

عاشقترینها

عاشقترینها

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم



اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم گلهای شمعدانی همه شکل تو هستند / رنگین کمان را بر سر زلف تو بستند

عاشقترینها

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog